یه روز یه ترکه
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران اسلامی، برای من و تو
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم
.

                                                         یه روز یه رشتیه

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی ظلم وستم تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای دینش
کرد

.

یه روز یه لره بود
کریم خان زند
ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.
یه روز ما همه با هم بودیم.. ،
ترک و رشتی و لر و قزوینی و اصفهانی و...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم،؟!!!و اینجوری شادیم !!!!.. ؛

در حالی که بعضی از این جوکها قطعا حرومه
این از فرهنگ  اسلامیایرانی ما به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند پس بیایید توی این ایام خوش نوروز با هم بخندیم نه به هم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 15:48  توسط امین  | 
نقدی بر فیلم جدایی نادر از سیمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ساعت 14:42  توسط امین  | 

شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس

موهایی داشت بور با ریشی نرم و کم  سنی حدود هفده سال داشت . مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح.پدرش مسلمان. دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراکش رفت و مسلمان شد.

محال بود زیر بار حرفی برود که برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نکند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را که به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌کردند. یکی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا کرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست که بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمدِ "ژوان کورسل " با دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ساعت 17:10  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ساعت 1:29  توسط امین  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

امام هادی(ع) فرمودند:
من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر     
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد ، مصائب دنیا بر وی سبک آید ، گر چه تکه تکهوپ و پخش شود .
تحف العقول ، ص 511
حالتهای مختلف انسانها در اینکه مشکلات چقدر آنها را آزاردهد تاثیر دارد یعنی یک مشکل ومصیبت معین بر روی دو نفر با حالتهای مختلف تاثیرات متفاوت دارد وتحمل آن برای برخی آسان تر خواهد بود.اما بر بینه بودن که نتیجه اش آسان شدن تحمل مصائب است به چه معناست؟
با توجه به سایر احادیث میتوان گفت بربینه بودن به معنای یقین داشتن است. اما سوال این است که یقین به چه چیزی است.مصادیق مختلفی میتوان برای این یقین برشمرد.
1) اینکه یقین داشته باشیم خداوند در صبر بر این سختیها و مصائب به ما اجر میدهد
2) اینکه یقین داشته باشیم دنیا محل گذر وامتحان است نه دار قرار وآرامش ووهر حادثه ای امتحانی برای ماست
3) اینکه یقین داشته باشیم بلاها باعث پاک شدن گناهان وکفاره آنهاست ویا باعث بالارفتن رتبه معنوی میشود
4) اینکه یقین داشته باشیم به نعمتهای بهشت وعذابهای سخت جهنم
5)اینکه یقین داشته باشیم نظام جهان نظامی حکیمانه است وهیچ حادثه ای از محدوه وید قدرت خدا خارج نیست و.......
از خدا میخواهم که ما را از صاحبان یقین قرار دهد




برچسب‌ها: یقین, صبر, درجات ایمان به خدا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 15:33  توسط امین  | 
امینه اسلمی، روزنامه نگار مسیحی متعصبی بود که در سال 1945 متولد شد و در 5 مارچ 2010 از دنیا رفت. در کنار تحصیل به تبلیغ مسیحیت اشتغال داشت و معتقد بود که اسلام دینی ساختگی و مسلمان‌ها افرادی عقب مانده هستند، اما یک اشتباه کامپیوتر دانشگاه، مسیر زندگی او را کاملا تغییر داد و به جایی رسید که رئیس جمعیت بین‌المللی زنان مسلمان بود و می‌گفت: «اسلام ضربان قلب من و خونی است که در رگ‌هایم جاری است، اسلام منبع انرژی من است و باعث شده زندگی من فوق‌العاده زیبا و با معنی شود، من بدون اسلام هیچ نیستم.» 
 
اندکی در مورد مسلمان شدن وی: 
 
داستان از آنجایی شروع شد که ...

برچسب‌ها: تازه مسلمانان, آزادی اندیشه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 14:53  توسط امین  | 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

مشرق- روی سرشان ابری از آتش است، زیر پایشان فرشی از مین، این حیاط حمرین دهلران است، سه‌راه الله‌اکبر مریوان، عمق آب‌های هورالعظیم، سه‌راهی خونین خرمشهر، حوالی کرخه، دریاچه ماهی شلمچه، نمکزارهای فاو، رملستان فکه.

ایستاده‌ام پشت دیوار فلزی سبز رنگ، تا درها باز شوند و وارد میدان جنگ شوم، اینجا هر لحظه شاید «خمپاره شصت»ی بی‌زوزه کشیدن فرود بیاید، شاید روی «مینی ضد نفر» ایستاده باشی، این حیاط پر از «تله‌های انفجاری» است، آسمانش پر از «خمپاره‌های زمانی» است که خیز 3 ثانیه می‌طلبند، اینجا پشت ردیف شمشادها شاید یکی از همرزم‌ها در‌حال جان ‌دادن دست و پا می‌زند، آن سوتر پر از «مین‌های منور» است و آرپی‌جی‌زن‌های کمین‌کرده، هر لحظه شاید تانک‌های دشمن دیوارهایش را بشکافند، شاید تک‌تیراندازی هدف گرفته باشدمان، گوش کن، یا زهرا را نمی‌شنوی؟ یا مهدی؟ یا زینب؟ یا حسین؟ ما درکدام عملیاتیم؟ اسم رمزمان چه بود؟...


برچسب‌ها: جانبازان, سرفرازان, صبر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 8:36  توسط امین  | 


آخ!آخ!آخ! اشکشو نیگاه کن!

فقط بهش بخندید

ثواب داره والّاه

ها ها ها

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:27  توسط امین  | 



اثری از : زنده یاد قیصر امین پور


پیش از اینها فكر می كردم خدا
خانه ای دارد كنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق كوچكی از تاج او
هر ستاره، پولكی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، كهكشان

رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره توفنده اش

دكمه ی پیراهن او، آفتا ب
برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ كس از جای او آگاه نیست
هیچ كس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان،دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود
مهربان وساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می گفتند : این كار خداست
پرس وجو از كار او كاری خطاست

هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، كورت می كند
تا شدی نزدیك، دورت می كند

كج گشودی دست، سنگت می كند
كج نهادی پای، لنگت می كند

با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود

خواب می دیدم كه غرق آتشم
در دهان اژدهای سركشم

در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...

نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می كردم، همه از ترس بود
مثل از بر كردن یك درس بود

مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تكلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود

...

تا كه یك شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یك سفر

در میان راه، در یك روستا
خانه ای دیدم، خوب وآشنا

زود پرسیدم : پدر، اینجا كجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!

گفت : اینجا می شود یك لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی، دست و رویی تازه كرد
با دل خود، گفتگویی تازه كرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟

گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان وساده و بی كینه است
مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می دهد

هیچ كس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است...

...

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست

دوستی، از من به من نزدیك تر
از رگ گردن به من نزدیك تر

آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود

می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاك وبی ریا

می توان با این خدا پرواز كرد
سفره ی دل را برایش باز كرد

می توان درباره ی گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سكوت آواز خواند

می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
 
 
 

برچسب‌ها: یاد خدا
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 7:20  توسط امین  | 
این ماجرا رو بنده خودم  [محمد اصفهانی] بی واسطه از گوینده آن آقای   « ا.آ » که از خادمین حرم حضرت رضا ع هستند در مشهد مقدس شنیدم  آقای « ا.آ » تعریف کردند :
 کشیک کفشداری داشتم ؛ نوبتِ من شب بود ؛ معمولا بین ما خادمین رسمه که اگه حاجتی یا مشکلی داشته باشیم غذای نوبت کشیکمون رو نذر حضرت رضا ع می کنیم و تقریبا بی استثنا مشکلمون حل میشه و حاجت روا میشیم مگر اینکه چیزی خارج از صلاح و خیر درخواست کنیم تازه همون هم بزودی حکمتش برامون روشن می شه و با این التفات ؛ راضی می شیم . . .  خلاصه ایشون اینطور ادامه دادند : ...
 

برچسب‌ها: امام رئوف, کرامت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 7:6  توسط امین  | 
                              بازی بچه های فلسطین..
                                          شهید بازی


برچسب‌ها: فلسطین, بازی محلی, اسرائیل خوناشام
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 6:52  توسط امین  | 

آنچنان اصراری بر سیاسی نویسی در وبلاگم ندارم ؛ ولی گاهی اوقات دلم فریاد می کنه و نمی تونم ساکت بمونم!

شما رو به خدا نحوه کلام رو ببینید و بیندیشید! از طرفی بیان کنایه ای از تقلب در انتخابات(انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند و همان رايي باشد كه به صندوق مي‌اندازند، گفت: اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می‌اندازند انشاء الله مجلس خوبي خواهيم داشت) و از طرف دیگر ، بیان نگرانی و توجه داشتن  به حفظ نظام و عزت انقلاب اسلامی!(براي من هم همراهي و همدلي ملت و مسئولان مهم است/خداوند به همه ما توفيق دهد كه راه انقلاب را در نظر داشته و آن را حفظ كنيم و اجازه ندهیمزحمات فراوان نيروهاي مجاهد انقلاب و فداكاري‌هاي خانواده‌هاي شهدا، جانبازان، ْآزادگان از دست برود)

شما چه اسمی روی اینطور دوگانه حرف زدن میگذارید؟!!


آفتاب: آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با حضور در مسجد جماران رأی خود در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را به صندوق انداخت.


آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پس از انداختن راي خود در صندوق در جمع خبرنگاران گفت: امیدواریم با شركت مردم در انتخابات، مجلس به محلی تبدیل شود كه در شرايط خاص كشور بتواند تاثيرگذار باشد و مشكلات كشور را حل کرده و آينده انقلاب را تضمين كند.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بیان اینکه انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند و همان رايي باشد كه به صندوق مي‌اندازند، گفت: اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می‌اندازند انشاء الله مجلس خوبي خواهيم داشت.

وی گفت: مردم، دلسوز نظام ،انقلاب، اسلام و ايران هستند و براي من هم همراهي و همدلي ملت و مسئولان مهم است. جريانات سياسي هم مي‌توانند با نقادي و ارائه مطالب درست به بهتر شدن وضع كشور كمك كنند.

به گزارش ایلنا، هاشمي رفسنجاني در پایان ضمن تشکر از دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات و خبرنگاران گفت: خداوند به همه ما توفيق دهد كه راه انقلاب را در نظر داشته و آن را حفظ كنيم و اجازه ندهیم زحمات فراوان نيروهاي مجاهد انقلاب و فداكاري‌هاي خانواده‌هاي شهدا، جانبازان، ْآزادگان از دست برود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 5:44  توسط امین  | 


برچسب‌ها: انتخابات, جلوه ایستادگی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 17:45  توسط امین  | 
در بخش اول به بررسي علل مهاجرت نخبگان پرداختيم و برخي نظريات مطرح را بررسي كرديم، در اين شماره به بررسي ساير نظريه ها و موارد ديگر مي پردازيم:
نظريه امپرياليست رسانه اي
اين نظريه معتقد است كه ديكتاتوري رسانه اي حاكم بر جهان كنوني، با كاناليزه كردن و بزرگ نمايي برخي اخبار و اطلاعات به استثمار كشورهاي در حال توسعه مي پردازد. آن ها با نشان دادن جنبه هاي تمدن و پيشرفت هاي خود و با كتمان ناكامي ها به بزرگ نمايي مزاياي زندگي در غرب پرداخته و در مقابل با تخريب حس ناسيوناليستي كشورهاي در حال توسعه و بزرگ نمايي مشكلات آن ها به سياه نمايي پرداخته و امكان پيشرفت و حل مشكلات را غير ممكن بيان مي كنند.
مشخص است كه در اين چنين فضايي كوچك ترين مشكلي كه در راه پيشرفت شخص نخبه پديد آيد، او را به سمت مهاجرت سوق مي دهد، اما واقعيتي را كه پس از مهاجرت با آن روبه رو مي شوند چيزي متفاوت از آمال و آرزوهاي در سر پرورانده است كه همين موضوع موجبات نارضايتي برخي از افرادي كه مهاجرت كرده اند را پديد آورده است.
نظريه بي هويتي فرهنگي
اين نظريه به اين مهم مي پردازد كه، افرادي كه هويت فرهنگي خود را از دست داده اند، در برابر مشكلات اقتصادي و اجتماعي رخ داده بسيار آسيب پذيرتر بوده و به راحتي ترك وطن كرده و در ديگر كشورها سكني مي گزينند.
اين امر در يك تحقيق كيفي كه در دانشگاه تهران انجام پذيرفته است، نشان از رابطه ي بالاي بين ميزان احترام فرد به هويت اسلامي- ايراني خود و تمايل به خدمت در كشور خود داشت و بنابراين نتيجه ي خلاف آن نشان دهنده ي اين واقعيت مي باشد كه افرادي كه اعتقادي به هويت اسلامي- ايراني خود ندارند، تمايل بيش تري به ترك وطن دارند.
نظريه ي عدم عدالت اجتماعي
در زير سعي شده است كه برخي از مهم ترين عوامل ترجيح افراد به اقامت در خارج ليست شود...


برچسب‌ها: مهاجرت نخبگان, فرار مغزها, دانشگاه, نخبگان جوان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 17:31  توسط امین  | 
تلخي هاي نوشابه هاي شيرين

متاسفانه درحال حاضر بيشتر مرگ و ميرها به دليل گرفتگي رگ هاي قلب، سكته هاي قلبي و مغزي و ديابت حاد است.
ضمن اينكه اضافه وزن از عوامل عمده خطر افزايش رو به رشد اين بيماريهاست كه مستقيما با الگوي غذايي ما در ارتباط است.
دراين ميان نقش انواع نوشابه ها بسيار چشمگير است. در واقع نوشابه هاي گازدار از جمله محرك هاي افزايش اين خطر هستند، به ويژه نوشابه هاي گازدار كه هم اكنون دركنار همه غذاها وجود دارد و مصرف آن درميان جوانان بسيار زياد است.
نوشابه ها تركيبي از آب، شكر، اسيد، طعم دهنده، رنگ و مواد شيميايي نگه دارنده هستند كه هيچ ارزش غذايي ندارند و فقط منجربه اضافه وزن مي شوند.اين نوشابه ها را با افزودن گاز دي اكسيد كربن گازدار مي كنند. اين گاز كه شكل طبيعي آن دقيقا مانند يخ است علاوه بر ايجاد ويژگي هاي حسي و طعم ترش به نوشابه موجب وابستگي شديد فرد به مصرف مداوم آن مي شود....


برچسب‌ها: مضرّات نوشابه, سلامتی جسم, ترک عادت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 17:23  توسط امین  | 
آقا اجازه.....آ
« به نام خدا »
من مي خواهم در آينده شهيد بشوم،براي اينكه......ا

معلم كه خنده اش گرفته بود، پريد وسط حرف هاي دانش آموز گفت :ببين عزيزم !
موضوع انشاء اينه كه شما در آينده مي خواهيد چي كاره بشين
بايد در مورد شغل يا كار آيندت بنويسي...مثلا پدر خودت چيكاره است؟
...
آقا اجازه شهيد شده
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 17:57  توسط امین  | 
اگر آمارهای طلاق و اختلافات خانوادگی در کشورهای اروپایی را نگاه کنید، جلوی درصد بزرگی از آنها نوشته شده:«متهم؛ فیس‌بوک» شبکه اجتماعی که نوع مراودات را تغییر داده و پا را از لرزان کردن پایه‌های زندگی مشترک فراتر گذاشته، به فروپاشی خانواده رسیده است. این جمله یک توهم نیست، واقعا در انگلیس اعلام شده یک‌پنجم طلاق‌ها به فیس‌بوک ربط دارد که یک پای آن هم زنان هستند. یک وکیل امریکایی می‌گوید: بیش از 90 درصد موارد طلاق این روزها، مربوط به فیس‌بوک و بقیه شبکه‌های اجتماعی است. اما چرا فیس‌بوک تا این حد روابط زن و شوهری را تغییر داده است؟
 
فضولی در شبکه اجتماعی
جذابیت‌های فیس‌بوک، برای رده‌های سنی مختلف فرق دارد. اما...
برچسب‌ها: فیس بوک, مشکلات اجتماعی, طلاق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 6:28  توسط امین  | 

گفت: من رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب...

  • اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
     
  • گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
     
  • گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
     
  • گفت: من رفتني ام!

    گفتم: يعني چي؟

    گفت: دارم ميميرم
     
  • گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
     
  • گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
     
  • گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
     
  • با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
     
  • فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
     
  • گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟

     
  • گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
     
  • کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
     
  • تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
     
  • خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
     
  • اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
     
  • خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
     
  • با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
     
  • آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
     
  • سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
     
  • بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
     
  • ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
     
  • گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
     
  • مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
     
  • الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
     
  • حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟

     
  • گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
     
  • آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟

     
  • گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!

     
  • يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
     
  • گفت: بيمار نيستم!

    گفتم: پس چي؟
     
  • گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
     
  • مارفتني هستيم،مگه وقتش فرقي هم داره ؟

    باز خنديد و رفت، دل من رو هم با خودش برد!
     


  •  

  •  
  • برای آنان که یادشون رفته من رفتنی ام ...
    حرص می زنند و دیگران را می آزارند ...
  •  
  • دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب...

برچسب‌ها: مرگ, بیماری لاعلاج
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ساعت 14:45  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ساعت 5:31  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ساعت 5:12  توسط امین  | 




اون بالا قسمتی از وصیت شهید سیدحسین محمدی نوشته که :
قیامت یقیه تان را می گیرم اگر ولی فقیه تان تنها بماند!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۰ساعت 18:46  توسط امین  | 


برچسب‌ها: خشم, کنترل خشم, خشم الهی
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 15:58  توسط امین  | 


با فرا رسيدن بهمن سال 90، انقلاب اسلامي ايران 33 ساله شد. در همه جهان نظير چنين انقلابي وجود نداشته است و معمولا انقلاب ها و رهبران آنها دولت مستعجل بوده اند و همين امر باعث شده است كه نظريه پردازان غربي، براي انقلاب ها قوانين ثابتي را قائل شوند از جمله اين قوانين «ترميدور» است مبني بر اينكه هر انقلابي بعد از يك مدت بخصوص كه معمولا ده سال بيشتر نيست ثبات خود را از دست داده و جامعه مذكور در جهت برعكس آن متحول مي شود و در واقع در طي اين مدت كوتاه ارزش هاي جوامع تغيير مي كند و دوره هاي فشار و اضطرار فيزيكي، اقتصادي، اخلاقي و سياسي برطرف مي شود.
از طرف ديگر اين جنبش هاي اجتماعي را غير عقلاني و بر اساس احساسات مقطعي تصور مي كنند كه توسط رهبران آنها ايجاد مي شوند. رهبران اين انقلاب ها نيز افراد كاريزماتيكي فرض مي شوند كه جاذبه خاصي داشته و به سبب قدرت شخصيتي والاي خود توان ايجاد حس اطاعت در مريدان خود را دارا مي باشند و با ترسيم يك جامعه آرماني براي طرفداران خود آنها را وادار به اطاعت بي قيد و شرطي مي كنند.
اين تعاريف براي افرادي كه همه چيز را با خط كش ماترياليستي خود اندازه مي گيرند ، يك مسئله قابل قبول است. اما انقلاب اسلامي ايران تمام اين محاسبات و تعاريف را زير سوال برده و تعجب اين افراد را برانگيخت . انقلابي كه براي سالهاي متمادي و هر سال پرشور تر از سال پيش مورد قبول ملت و جامعه است و كاريزماي رهبر آن قابل قياس با امثال چگوارا نمي باشد.
اين رهبري متفاوت ازرهبران ديگر و سطح بالاتر از سطح فكري اين افراد است. به طوري كه تصور رهبري معنوي و واقعي ولايت فقيه براي ذهنهايشان غير قابل هضم است. بي شك اگر انقلاب ايران نيز منشا گرفته از تمايلات مادي و سودهاي دنيوي بود، سير قهقرايي طي كرده و سرانجام در عرض مدت كوتاهي فراموش شده بود.
ارزش هاي والا و معنوي اين انقلاب و برقراري حكومت اسلامي كه هدف نهايي آن بود موجب شد انقلاب ايران اينگونه به اوج عظمت برسد كه اكنون كشورهاي متعدد از آن الگو بگيرند و بيداري اسلامي منطقه را فرا بگيرد بنابراين تفاوت اين انقلاب روشنگر از سايرين، واضح است.
عمده ترين تفاوت همان هدف بزرگ و استقرار حكومت اسلامي و دين الهي بوده است و در درجه دوم بزرگ ترين مشخصه اين انقلاب رهبر آن بوده است كه با وجود رحلت اين رهبر بزرگوار مسير انقلاب ادامه يافت و دچار توقف و ركود نشد. يعني آن كاريزمايي كه امثال «ماكس وبر» از آن سخن مي گويند و با مرگ رهبر كاريزماتيك پايان مي يابد، اينجا ديگر معنا ندارد.

زيرا مفهوم ولايت فقيه كه مي تواند به رهبر بعدي انتقال يابد فراتر از جاذبه شخصي است. همين اعتقاد باعث شده است كه مردم، امام خامنه اي را همچون امام خميني (ره) اطاعت نمايند و انسان هاي آزاد انديش، شيعيان و مسلمانان، ايشان را ولي امر مسلمين جهان قلمداد كنند.

كبري نظري - دبير سياسي انجمن اسلامي
مستقل دانشگاه محقق اردبيلي

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 15:35  توسط امین  | 
دکتر فرشیدورد از استادان پیشکسوت دانشکده زبان و ادبیات فارسی دارای شهرت جهانی و دیدگاههای ویژه در عرصه دستور زبان بود..مقالات و کتابهای فراوان و بسیار ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان شناسی و نقد ادبی و تحقیقات ادبی از آن استاد درگذشته برجای مانده است.فرشیدورد چند سال قبل از دانشگاه تهران بازنشسته شد. وی مدتی را بابستگانش زندگی کرد و چندی پیش به سرای سالمندان نیکان منتقل شدو نهایتا سال 1389 در  آنجا دار فانی را وداع گفت.
دکتر فرشیدورد به زبان و شعر فارسی عشق و
غیرت فراوان داشت. این شعر که از مشهورترین سروده های استاد نیز هست به خوبی عشق او به ایران و فرهنگ این سرزمین را نشان می دهد:
  *این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست*
  *این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
  آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
  هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
  در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
  لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست*

  *در دامن بحر خزر و ساحل گیلان*
  *موجی است که در ساحل دریای عدن نیست*
  *در پیکر گلهای دلاویز شمیران
  عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
  آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
  هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
  آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
  دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
  من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
  در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
  هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
  بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
  پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
  لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
  هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
  چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
  این کوه بلند است ولی نیست دماوند
  این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
  این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
  این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست*
  *یادش گرامی*


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 15:1  توسط امین  |