می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»(۱)
هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 7:24  توسط امین  | 
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که
لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید
تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.
در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو
تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند
که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد
از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه
او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره.
خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال
هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام
کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،«
دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!!
!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 2:16  توسط امین  | 
خبرگزاری فارس: آیت‌الله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف می‌خورد؟ دیده بان که نمی‌دانست چه کسی شلیک می‌کند با هیجان می‌گفت کاملا به هدف می‌خورد.
خبرگزاری فارس: عارفی که گلوله خمپاره شلیک می کرد
به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، هر وقت به مشهد می‌آمدیم پدرم مرا به دیدن او می‌برد. کوچه باریکی بود در یکی از محله‌های قدیمی. نمی‌دانم چرا وقتی وارد کوچه می‌شدیم بوی سیب همه مشامم را پر می‌کرد. آنقدر از این رایحه خوشم می‌آمد که دلم می‌خواست این کوچه انتهایی نداشت. پدرم، کنار در خانه‌ای می‌ایستاد و آرام در می‌زد. بعد از لحظاتی چهره نورانی او در آستانه در ظاهر می‌شد. هم پدرم و هم من

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 1:45  توسط امین  | 
یک استاد درس خارج حوزه علمیه بر این اعتقاد است که علاوه بر قاسطین، مارقین و ناکثین، یکی از  طیف‌های مخالف ولایت امیر المومنین(ع) ساکتین بودند.
آیت الله صفایی بوشهری، حسن بصری را از جمله این افراد می‌داند که اگرچه برخی از فروع دین وسواس زیادی داشت اما زمان امیر المومنین(ع) با سکوت خود از اصحاب جمل حمایت کرد.
به باور نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر، سیر مخالفت با ولایت فقیه به صورت تدریجی است و اینگونه نیست که شخص یک‌باره در مقابل ولایت قرار بگیرد، بلكه عوامل مختلفی همچون تحلیل‌های غلط و خط منحرف در این سیر تاثیر به‌سزایی دارد.
این استاد درس خارج حوزه تاکید می‌کند که نباید در برابر اظهارات عده‌ای سکوت کرد که این سکوت، ایجاد انحراف و توقف می‌کند. آنچه که درپی می‌آید متن کامل سخنان آیت الله صفایی بوشهری است که در  آستانه عید ولایت در آغاز درس خارج فقه خود بیان کرده است.
حتما بخوانید ! خیلی جالب و پندآموزست بخصوص آنچه از تاریخ می فرماید! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰ساعت 10:7  توسط امین  | 
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را
پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در
همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر
لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را
پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا
بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به
مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم
از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می
شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او
نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا
خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما
شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را
تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد
برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما
بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی
دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با
سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می
تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰ساعت 1:36  توسط امین  | 

پدید آورنده : محمدجواد صاحبی 

تعیین جانشینی برای رهبری امت اسلامی از مهمترین و عمده ترین مسایلی بود که پیامبر اکرم در آخرین سال حیات، هنگام بازگشت از حجة الوداع، به همراهان خویش ابلاغ کرد.

اگر چه این اعلام عمومی، به فرمان خداوند صورت گرفت، ولی صرف نظر از جنبه آن، می توانست حاکی از دغدغه طبیعی معمار و بنیانگذار مکتب نسبت به آینده امت باشد، این اقدام یک ضرورت اجتماعی اجتناب ناپذیر بود، و از انتظارات عقلای عالم به شمار می آمد و آن حضرت حتی در زمان حیات خویش از آن مهم غفلت نمی ورزید. او می دانست که جامعه بی سرپرست مانند رمه بی چوپان که هر لحظه در معرض اختلاف، گسستگی و هجوم فرصت طلبان است. لذا هر وقت برای جنگ یا غزوه ای از مدینه خارج می شد، شهر را بدون امیر و خلیفه وا نمی گذاشت; پس هنگامی که سفری ابدی در پیش رو داشت، چگونه ممکن بود امت را به حال خود واگذارد. (1)

این بود که در زیر آفتاب سوزان بیابان تفتیده حجاز در میان جمعی از بزرگان اصحاب، کوشید تا رسالت خویش را به پایان رساند. علمای شیعه و شماری از دانشمندان اهل سنت بر این باورند که سوره مائده، بویژه آیه 67، آخرین کلامی بود که بر پیامبر(ص) نازل شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 20:28  توسط امین  | 

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي بمناسبت کنگره عظيم حج، قيام و انقلاب در برخي کشورهاي اسلامي را از مهمترين مسائل جهان اسلام و حقايق نهفته در آن را، آيات بينات الهي برشمردند و با اشاره به وظيفه بس خطير نسل بيدار جوان و روشنفکران و عالمان ديني در اين مقطع سرنوشت ساز، تاکيد کردند: امت اسلامي بويژه ملتهاي بپا خاسته ، براي ادامه مسير نيازمند دو عنصر "تداوم ايستادگي" و "هوشياري در برابر حيله هاي قدرتهاي بين المللي" هستند و نجات کشورهاي اسلامي از خطرهاي پيش رو جز با همدلي و اتحاد و تشکيل قطب قدرتمند جها ن اسلام ، امکان پذير نيست.

متن پیام به این شرح است:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلوات الله و تحیاته علی سیدالانام محمدٍ المصطفی و آله الطیبین و صحبه المنتجبین.
اکنون بهار حج، با طراوت و صفای معنوی و شکوه و حشمت خداداد، فرا رسیده و دلهای مؤمن و مشتاق را پروانه وار بر گرد کعبه‌ی توحید و وحدت، به پرواز درآورده است. مکه و منا و مشعر و عرفات، منزلگاه انسانهای خوشبختی است که به ندای: " و اذّن فی الناس بالحج .. " پاسخ گفته و به حضور در میهمانی خدای غفور و کریم سرافراز گشته‌اند. اینجا همان خانه‌ی مبارک و کانون هدایتی است که آیاتٍ بیّنات الهی از آن ساطع و چتر امان برفراز سر همگان در آن گسترده است.
دل را در زمزم صفا و ذکر و خشوع، شستشو دهید؛ چشم باطن را به آیات روشن حضرت حق بگشائید؛ به اخلاص و تسلیم که نشانه‌ی عبودیت حقیقی است روی آورید؛ خاطره‌ی آن پدری را که با طوع و تسليم، اسماعيلش را به قربانگاه برد بارها و بارها در دل زنده كنيد، و بدينگونه راه روشن و آشكاري را كه براي رسيدن به دوستي ربّ جليل در برابر ما گشوده است، بشناسيد و قدم نهادن در آن را به همّت مؤمنانه و نيت صادقانه‌ي خود، بسپاريد.
مقام ابراهيم يكي از همان آيات بيّنات است. جاي پاي ابراهيم عليه‌السلام در كنار كعبه‌ي شريف، تنها نمادي از مقام ابراهيم است. مقام ابراهيم، مقام اخلاص و گذشت و ايثار اوست؛ مقام ايستادگي او در برابر خواست نفساني و عواطف پدرانه و نيز در برابر سيطره‌ي كفر و شرك و سلطه‌ي نمرود زمانه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:7  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 3:27  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 2:58  توسط امین  | 
در پی شهادت جانباز شیمیایی، شهید «ماشاءالله عبدی» که پیکر پاکش صبح یکشنبه هشتم آبان ماه تشییع می شود، وبلاگ آچارکشی سیاست مطلبی را منتشر کرد. نویسنده این وبلاگ نوشت:  

«سعات آباد»؛ فیلم امشب سینماهای تهران؟

خیر!

فیلمبرداری این فیلم، شب گذشته در «سعادت آباد» به پایان رسید.

طبق آخرین خبرهای رسیده قرار است فردا یکشنبه مورخ 9 آبان 1390 رأس ساعت 8صبح از «ماشاءالله عبدی» بازیگر نقش اول فیلم «سعادت آباد» در مقابل منزل اش تقدیر به عمل آید.

او که 30 سال کپسول اکسیژن به همراه داشت و با غول شیمیایی دست و پنجه نرم کرد، سرانجام شب گذشته برای همیشه از این عرصه خداحافظی کرد.

«ماشاءالله عبدی» 30 سال در نقش یک جانباز شیمیایی نقش آفرینی کرد؛ او نه تنها سوپر استار نشد و عکس اش بر در و دیوار و بیلبوردهای تبلیغاتی شهر آویخته نشد، بلکه از دستمزدهای میلیونی برای او نیز خبری نبود.

«ماشاءالله عبدی»ها سوپراستارهای واقعی سینمای انقلاب ایران هستند؛ با این تفاوت که امثال«عبدی ها» در برابر «الله» سر تعظیم فرود آوردند و اعتقاد داشتند که «راه قدس از کربلا می گذرد» نه لس آنجلس و سینمای هالیوود!

شب گذشته یک جانباز شیمیایی دیگر زنده و رها شد از شرّ کنایه های من و تویی که بی شرمانه می نازیم بر غیرت نداشته مان، نه بر اوج ایثار و فداکاری های ایشان!

فردا یک فرصت است. برای منی که شاید تابحال یک سوپراستار را از نزدیک ندیده باشم. فرصت است برای من، برای استشمام بوی بهشت از پیکر پاک یک سوپراستار!

امروز من از تو دعوت نمی کنم برای حضور در این تشییع جنازه! از خودم، از نفس امّاره خودم دعوت می کنم تا به سعادت آباد، خیابان سرو غربی، خیابان بخشایش، کوچه پانزدهم غربی رفته و یک سوپراستار بازنشسته را از نزدیک ببینم.

سوپراستاری که سربلندتر است از من و تو، برابر ارباب بی کفن اش، حسین(ع) و صاحب الزمان(عج) و نایب بر حقش، علی زمان.
من و تویی که سوپراستاری را فقط و فقط در سینمای هالیوود می بینیم و گیشه های سینمای فعلی ایران!
انتهای پیام/

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 2:24  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:4  توسط امین  | 

وبلاگ ایران حامی - متاسفانه در اكثر ادوار تاريخ بشر فاسقین هر دیاری به خاطر طبیعت بی حیایی و دنيا طلبي شان همواره طوری وانمود می کنند که گویی در اکثریتند همانند حضور و پرسه زدن زنان بدحجاب در خيابان هاي اصلي شهرها و اين امر براي بسياري مشتبه مي شود كه زنان بدحجاب در شهرها در اكثريتند اما واقعيت اينگونه نيست  چرا كه همواره  دينداران به دليل پايبندي هاي اعتقادي نمي توانسته اند همانند طرف مقابل عمل نمايند و در نگاه اوليه اينگونه استنباط مي شود كه در اقليتند،

يا مثال ديگر موضوع پدرخوانده هاي فرهنگ كشور است. از دوره پهلوي اول و به مدد پهلوي دوم تا اكنون جريان شبه روشنفكري غرب زده سعي كرده اينگونه وانمود كند كه هنر اين كشور در تمام شاخه هايش تمام و كمال نزد آنهاست و اگر از خارج از دايره تنگ آنها كسي خود را هنرمند بنامد توسط اين جماعت تكفير خواهد شد.

 اينان خود را صاحبان اصلي هنر اين كشور قلمداد مي كنند اما امروزه با پيشرفت و تسهيل در دسترسي اكثر افراد جامعه به وسائل دو طرفه ارتباط فرد و جمع و امكان بيان عقيده و ديدگاها براي ساير افراد جامعه ، داستان از چيز ديگري حكايت مي كند.

شايد عده اي از كنار نظرسنجي برنامه پارك ملت به راحتي گذشته باشند اما اين نظرسنجي داراي پيام مهمي بود. نتيجه نظرات بيش از نيم ميليون شهروند اين كشور در خصوص فيلم -موضوعي كه هر فرد روزانه چند ساعت با آن سرو كار دارد ـ  في الواقع شكست يك تفكر را فرياد مي كرد.  در كنه نتايج آن نظرسنجي واقعياتي است كه نبايد با اين سرعت و به اين راحتي از كنارش گذشت.

در اين برنامه كه اكثريت قريب به اتفاق بيننده هاي آن تحصيل كرده هستند وقتي فيلم برتر كشور در سي سال گذشته به نظر سنجي آزاد مردم گذاشته مي شود تا صدمين فيلم برتر انتخاب شده داراي درون مايه هاي ديني و انقلابي و دفاع مقدس هستند.

اين موضوع مي تواند دستمايه يك پروژه تحقيقاتي درباره علايق فرهنگي اجتماعي مردم در حال حاضر باشد.

در بسياري از موارد ديگر هم وقتي به دور از هياهو و جنجال هاي كاذب به آمار رسمي مراجعه مي شود و حقيقت برخي رخدادها و وقايع بهتر ديده مي شود پي به يك حقيقت بزرگتر مي بريم و آن حقيقت اين است كه در ايران وراي از آنچه عده اي مي خواهند به يك عقيده غالب تحميل كنند تصور مي شود علاقه و كشش اكثريت مطلق مردم با اثار و شخصيت هاي ديني و با ايمان بوده است و لا غير

حال براي روشن شدن موضوع به نكته هاي زير از بين هزاران مورد ديگر نيز توجه كنيد:

* پرفروش ترین رمان های ایرانی

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ساعت 3:31  توسط امین  |